گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

113

كورشنامه ( فارسى )

است كليهء اسرا را به خانه و مسكن خويش روانه سازيم . زيرا اولا خود را از گرفتارى بزرگى كه محارست و مواظبت آنان باشد خلاص كرده‌ايم و از غذا دادن به آنان نيز راحت شده‌ايم ، چه قصد ما اين نيست كه از گرسنگى هلاكشان كنيم يا آنها را معذب و ذليل نماييم . ثانيا ، هرچه اسيران را مرخص كنيم بر تعدادشان افزوده خواهد شد ، زيرا ديگران چون ديدند با آنان به مدارا رفتار كرده‌ايم و آزادشان نموده‌ايم ، اسلحه به زمين خواهند گذاشت و بيهوده سوداى مقابله و نبرد در سر خود نخواهند پرورد . اين است آنچه من مقرر مىدارم ؛ اگر كسى راهى بهتر از اين مىشناسد اظهار نمايد . » عموم حضار متفق‌القول رأيش را پسنديدند و سر طاعت فرود آوردند . آن‌گاه كورش جميع اسيران را گرد خود جمع كرد و گفت : « اى آسورىها ، چون سر تسليم فرود آورديد نجات يافتيد ، چنان‌چه بعد از اين نيز مطيع باشيد ، عافيت خواهيد يافت و هيچ خطرى متوجه شما نخواهد شد . از اين پس ، مديران ديگرى كارتان را اداره خواهند كرد . شما در خانه‌هاى خود ساكن خواهيد بود ، همان زمين‌هايى را كه قبل از اين كشت و زرع مىكرديد آباد خواهيد نمود . با همان زنان و اطفال كه مأنوس بوديد زندگانى خواهيد كرد ، فقط از اين پس ، نه با ما و نه با ديگرى ، به مبارزه و نبرد نخواهيد پرداخت . و براى اين‌كه ما را مطمئن كنيد كه از اين تاريخ سر جنگ با كسى نداريد سلاح خود را تسليم نماييد . تسليم علامت صلح پاىدار است . من در سخنانم صميمى هستم ؛ لذا اعلام مىدارم هركس سلاح خود را تسليم نكرد مورد تعقيب ما قرار خواهد گرفت تا مجبور به تمكين و تسليم شود . اگر كسى از بين شما صميمانه با ما راه و داد پيش گرفت و نيكى آغاز كرد ، ما او را در جرگهء متحدين و ياران خود وارد خواهيم كرد ، ما طوق اسارت به گردن ياران خود نخواهيم نهاد . اى آسوريان ، خوب دريابيد چه مىگويم و سخنان مرا بر كسانى كه در اين محل حاضر نيستند تكرار كنيد . اگر كسانى زير بار فرمان ما نرفتند ما را به سويشان راه‌نمايى كنيد تا به آنها بفهمانيم كه حق با ماست . شما هستيد كه در وضع قوانين براى خود مختاريد نه مجبوريد به اطاعت آنان . » وقتى سخنان كورش به اينجا رسيد عموم حضار خود را به پايش انداختند و تضرع‌كنان وعده دادند هرچه امر و مقرر دارد اطاعت كنند .